السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

107

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ » ) * اين آيه خطاب به نبى اكرم ( ص ) مىباشد كه در مقام تعجب از كيفيت بيان آيات مىفرمايد : جا دارد از طرز بيان ما تعجب شود كه چگونه آيات خود را براى آنان بيان مىكنيم ؟ و چطور براى بطلان ادعايشان بر الوهيت مسيح ظاهرترين دليل را با واضحترين بيان براى شان انتخاب كرديم ؟ و از آنان تعجب كنى كه چگونه از تعقل و توجه به آيات ما اعراض كردند ! ! ؟ در اين صرف نظر كردنشان چه نتيجه اى را در نظر داشته ؟ و چطور عقولشان به عواقب وخيم و لا اقل رسوايى گرفتار شد و بطلان ادعايشان را درك نكردند ؟ * ( « قُلْ أتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلا نَفْعاً وَاللَّه هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » ) * بطورى كه تاريخ نشان مىدهد مساله خضوع در برابر كسى بعنوان ربوبيت مساله ايست كه همگام با تاريخ بشريت در بين بشر معمول و منتشر بوده ، و غالبا به طمع اينكه خدا شرور را از آنان دور و نفع را بر ايشان جلب كند او را مىپرستيدند ، و اما پرستش خداى عز و جل براى اينكه خدا است و سزاوار پرستش است ، نه براى جلب و نفع ، و دفع ضرر ، از خواص يعنى انبيا و ربانيين تجاوز نمىكرده است ، چون چنين بوده يعنى احتياج به عبادت در ارتكاز مردم از احتياج به جلب نفع و دفع ضرر منشا مىگرفته ، از اين رو خداى تعالى در آيه مورد بحث رسول خود را دستور مىدهد كه در تعليم معارف حقه به اهل كتاب ، آنان را به اين نظر كه مردمى ساده و عوامند نگريسته و مورد خطابشان قرار دهد ، و با زبان ساده و عوامانه خودشان با آنها سخن بگويد و پا از مسير فطرت ساده اى كه در عبادت خدا دارند فراتر نگذارد ، همان طورى كه در خطاب بتپرستان نيز همين نحو خطاب را به كار برد ، و يادآوريشان كرد كه حس احتياج و اضطرارشان به عبادت خدا از اين جا پيدا شده كه فهميده‌اند زمام هر خير و شر و نفع و ضررى بدست خداست ، و اوست مالك خير و شر ، از اين رو به طمع اينكه خداوند از آنان دفع ضرر نموده و خير را به آنان برساند او را عبادت مىكنند ، و چون غير از خدا هيچ چيزى مالك ضرر و نفع نيست ، - زيرا هر چيزى را كه فرض كنيد مملوك خداست ، و كسى در آن چيز با خدا شركت ندارد - از اين رو هيچ چيز را به جز خداى تعالى نمىتوان پرستش كرد ، و آن چيز را با خدايى كه مالك آن و غير آنست شركت داد . بنا بر اين واجب است تنها خداى تعالى را عبادت نمود و از ساحت ربوبيش پا بجاى ديگر فرا نگذاشت ، چه تنها خداست كه عبادت و دعا را مىشنود ، و جواب مىگويد ، تنها اوست كه دعاى مضطرين را در وقتى كه بخوانندش اجابت مىكند . اوست كه حاجتهاى بندگان را مىداند و از احتياجاتشان غافل نمىشود ، و در علم به حوايج بندگان اشتباه نكرده و